آبان ۲۶, ۱۳۹۶ امیرمحمد 4دیدگاه
3+

در این نوشته می‌خواهم یکی از آرزوهای زندگی شغلی‌ام را بنویسم. هرچند که ممکن است، این آرزو برای همیشه یک آرزو بماند.

آرزوی من؛ دیدن کارخانه متمم

نوشته‌ام را این‌طور آغاز می‌کنم. رابطه مردم با سلبریتی‌ها را دیده‌اید؟! همان‌هایی که در پست اینستاگرام، هواداری خود را نسبت به یک بازیگر، خواننده یا فوتبالیست مورد علاقه‌شان ثابت می‌کنند و چند ماه بعد خبر می‌رسد، سلبریتی منتخب در یک حرکت غافل‌گیر کننده به دیدار هوادار خود رفته است!

این نوشته به دنبال خوب و بد کردن داستان سلبریتی‌ها نیست. توجه ای هم ندارد که حضور آن‌ها چه تأثیر مثبت یا منفی در جامعه دارد! داستان چیز دیگری است.

من، علاقه و زندگی شغلی

دست‌کم به‌عنوان فردی که علاقه‌مند به حوزه محتوا و استراتژی محتوا است، متمم یکی از بهترین الگوهای این حوزه است و تمام فاکتورهای لازم برای یک مرجع محتوا محور را دارد.

متمم برای من از دو جنبه بسیار مهم و الهام‌بخش است. بخش اول ازنظر رشد و توسعه فردی که آن را «محل توسعه مهارت‌های من» می‌نامند و بخش دوم، عملکرد متفاوت آن به‌عنوان یک ابزار یادگیری است.

در متمم، آموزش‌ها دسته‌بندی و با توجه به شرایط کشور بومی‌سازی می‌شوند «تأمین». سپس با رعایت قانون کپی‌رایت به زبان فارسی تهیه می‌شوند «تولید». در گام بعد به‌طور روزانه و طبق تقویم محتوا در سایت انتشار داده می‌شوند «توزیع». و در مرحله آخر تمامی عملکرد مخاطب به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم مورد تجزیه و بررسی قرار می‌گیرند تا هدف‌گذاری بهتری در آینده داشته باشند «تحلیل».

نمی‌دانم تا چه اندازه از این زاویه دقت کرده بودید اما برای من واقعاً باارزش و ستودنی است. خدا را چه دیدید، شاید یک روز آقا معلم با همه درگیری‌ها و مشغولی‌هایش این نوشته را دید و از اطرافیانش پرسید: « این پسره کیه، این‌همه محتوا محتوا می‌کند و از تولید خط فکر حرف می‌زند. بگویید بیاید کارخانه متمم را ببیند!»

برگشت به عقب

حال به ابتدای نوشته و مقدمه‌ کوتاهم برمی‌گردم. متمم برای من یک سلبریتی است اما نه برای آرام کردن احساسات درونی. متمم جایی است برای استفاده از نظرات افراد باتجربه‌تر، همان کسانی که به معنی واقعی کلمه «خط فکر» تولید کرده‌اند، چیزی که دغدغه‌ی این روزهایم شده است.

پ.ن۱: نوشتن در فضای وب به یک آمادگی ذهنی نیاز دارد که بتوانم از نوشته‌هایم در آینده دفاع کنم. به همین دلیل برای انتشار آن مردد بودم، شاید به این دلیل که کمتر از علاقه شخصی نوشته ‌بودم یا در تصورم آن را حرفه‌ای نمی‌دیدم. اما تصمیم گرفتم بدون در نظر گرفتن اتفاق‌های مثبت یا منفی احتمالی، نکاتی را مطرح کنم.

پ.ن۲: احتمالاً صرف دیدن گروه محتوا و روند کاری‌ متمم اهمیت نداشته باشد، زمانی اهمیت خودش را نشان می‌دهد که دید درستی نسبت به محتوا در فضای وب داشته باشیم.

3+

سایر نوشته ها در این دسته

مطالب سایت در تلگرام شما

4 دیدگاه در “آرزوی من؛ دیدن کارخانه متمم

  1. سلام امیرمحمد خان عزیز
    چه آرزوی قشنگی. من هم خیلی خیلی به سیستم متمم فکر و واقعا تحسینش می کنم. اگر یک روز آقا معلم نظر لطفی کردند و به دنبال مستر محتوا آمدند، جیب کوچکه تون برای یک هم کلاسی جا داره؟

    0

    1. درود بر سیما بانو
      دروغ چرا! افتحارش باشه چرا که نه!
      در ضمن خود من از مصاحبت با شما همیشه لذت بردم و ای کاش فرصت بیشتری باشه تا بتونم از حضور شما بیشتر بیاموزم.

      0

  2. سلام و درود.
    از پریروز که لینک این پست ات را برایم فرستادی با خودم فکر کردم که بلیط کارخانه متمم کجاست؟ نمیدانم فیلم کارخانه شکلات سازی را دیده ای یا نه، در آن فیلم، یک کارخانه رویایی شکلات سازی است که بلیط بازدید از کارخانه شگفت انگیزش را در شکلاتهایش قرار داده (حالا که نگاه میکنم، شاید تکنیک بازاریابی و فروش بوده)
    شاید بلیط کارخانه متمم هم در شکلاتهایش باشد. در محتوا.
    دو سه ماه قبل بود داشتم به شاهین میگفتم که کسی میتواند با متمم همکاری کند که در حوزه‌ای مرتبط با مهارتهای فردی، بهتر از متمم محتوا تولید کند.
    شاید آن بلیط رویایی، یک کتاب یا وبلاگ تخصصی باشد که در حوزه حرفه‌ای خودت مینویسی و نشان میدهی بهتر از متمم هستی.
    موفق باشی دوست من.

    0

    1. شهرزاد جان سلام.
      چه مثال به‌ جا و خوبی! کاملا ملموس بود.
      احتمالا باید همینطور باشد که شما می‌گویی، بلیت متمم در تولید محتوای اثربخش و منحصر به فرد است.
      البته متمم دنیای با ارزشی است و برای هم ردیف بودن با متمم باید سخت تلاش کرد، بهتر از متمم بودن دیگر جای خود دارد! در ضمن از آنجایی که من خودم دانش آموخته متمم و سایر مراجع معتبر هستم، احترام به کپی رایت برایم بسیار حائز اهمیت است (امیدوارم تا امروز از پس آن برآمده باشم). اعتقاد دارم یکی از مهم ترین مولفه های یک تولید کننده محتوا رعایت همین قانون به ظاهر ساده است که در عمل بسیار سخت و دست و پا گیر است.
      در انتها، نقل قولی از محمدرضا با این مضمون که، باید آنقدر در کارت، حرفه ای باشی که بتوانی خودت آن حرفه را از نو تعریف کنی.

      0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *